درنظام بهره سود سرمایه ازابتدا مشخص شده می باشد و سرمایه دار هیچگونه خطراحتمالی را نمی پذیرد و درهر شرایطی سود خود را دریافت می کند. یعنی اینکه درهرصورت به ثروت سرمایه دار افزوده می گردد، درحالی که سود بردن عامل کار به صورت یک احتمال می باشد و حتی ممکن می باشد به جای سود ، زیان کند. اینجاست که تسلط سرمایه بر کار اثبات می گردد و روشن می باشد که محصول مستقیم بهره ، افزایش ثروت سرمایه دار و بی بهره ماندن قشرکاری و زحمتکش از بازده کار خویش می باشد.

نظام بهره با موازین عقل و شرع مخالف می باشد، زیرا اولاً از نظرعقلی، سود محصول کار می باشد و به کسی تعلق می گیرد که کار کرده می باشد ، در حالیکه درنظام بهره ،سرمایه دار محصول کار نیروی کار را به موجب بهره به خود اختصاص می دهد و کارگر از حق بهره گیری از قسمتی ازبازده کار خود محروم می گردد، ثانیاً از نظرشرعی ، ربا محکوم و مردود و حرام شرعی می باشد.

  • بی ثباتی اقتصادی

یکی دیگر از زیان های نظام بهره ، عدم تعادل و بی ثباتی اقتصادی می باشد، زیرا در نظام سرمایه داری رشد اقتصادی همواره با نوسانات دوران رونق و رکود اقتصادی مواجه می باشد و یکی از عوامل این بی ثباتی ها نظام بهره می باشد، زیرا در نظام سرمایه داری تولیدکنندگان هر گاه انتظار بهبود اوضاع اقتصادی و در نتیجه آن سود بیشتر را داشته باشند اقدام به سرمایه گذاری می کنند و افزونی سرمایه، موجب به رونق خارج از قاعده و لجام گسیخته می گردد. ازسوی دیگر اگر انتظار رکود اقتصادی را داشته باشند با خودداری ازسرمایه گذاری موجب به رکود بیشتر و وخامت اوضاع اقتصادی می شوند و مجموع این تغییرات و نوسانات منجر به عدم تعادل و بی ثباتی می گردد. آری به موجب نظام بهره می باشد که غول های ثروت می توانند با سرمایه گذاری افراطی در یک کشوردر حال رشد رونق افسارگسیخته و بی ضابطه ایجاد کنند، و نیز می توانند با برداشت سرمایه و تخلیه پول کشوری را دچار رکود بلکه فلج اقتصادی کنند. (گلپایگانی،1372 ،63(

  • بی عدالتی درتوزیع درآمد و افزایش اختلاف طبقاتی

در جامعه ای که نظام بهره حاکم می باشد ، گردش چرخ زمان همیشه به نفع سرمایه دار می باشد ، زیرا که صاحب سرمایه در هر شرایط برنده می باشد . در نظام بهره سرمایه دار از اقتصاد واقعی جامعه بریده می باشد و با اتصال مداوم به اقتصاد بهره ، پیوسته به ثروت خود می افزاید؛ در نتیجه عامل کار بازنده خواهد بود ،زیرا که پیوسته اختلاف پتانسیل درآمد به سود سرمایه و به زیان نیروی کار می باشد و محصول این جریان بی عدالتی عیان در توزیع درآمدها و نابه سامانی در اقتصاد ملی و در نهایت افزایش اختلاف طبقاتی می باشد که از نظر عقل و شرع محکوم و مردود می باشد.

  • محدودیت رفاه به طبقه سرمایه دار

یکی از نتایج نظام بهره این می باشد که گیرندگان بهره ( سرمایه داران) از رفاه بیش از حد برخوردار هستند و دراز موارد در دام اسراف و تبذیرو تضییع اموال یا تکاثر و ثروت اندوزی سیری ناپذیر و عیاشی و لذت طلبی لجام گسیخته گرفتار می شوند و از سوی دیگر دهندگان بهره ( عاملان تولید و نیروی کار) با وجود کوشش زیاد و زحمات طاقت فرسایی که متحمل می شوند، کمتر به رفاه نسبی دست می یابند.) گلپایگانی،1370،65-60(

البته به غیر از زیان های اقتصادی ذکر گردیده، ضررهای دیگری هم هست مانند اینکه موجب می گردد بشر ها از کار نیک وخدمت به دیگران و تعاونی که به وسیله قرض الحسنه محقق می گردد خودداری کنند.)شیرازی، 1370،223(

پس به طورکلی می توان گفت که حاکمیت نظام بهره از جهتی  موجب گردش چرخ زندگی ثروتمندان و دولتهای بزرگ شده و از جهت دیگرسبب فقر طبقات ضعیف و دولت های کوچک گشته می باشد.

 

2-8 بانکداری اسلامی

ایده بانکداری اسلامی نخستین بار در دهه 1950 مطرح گردید. نخستین بانک سرمایه گذاری اسلامی در دهه 1960 در مالزی و مصر شکل گرفت و بعد از آن در سال 1974 بانک اسلامی دبی و … پدید آمد. در ضمن بانکداری بدون ربا در ایران در سال 1362 مورد تصویب مجلس قرار گرفت.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد