یکی از مهمترین تواناسازهای مدیریت دانش فرهنگ باز سازمان می باشد که مشوق تعامل افراد  با یکدیگر و تبادل نظرات و تجربیات و نقطه نظرات می باشد  و به کارکنان اجازه میدهد که بدون ترس از بازخواست صدایشان را به گوش دیگران برسانند.  عدم وجود فرهنگ سازمانی که مشوق همکاری، اعتماد، اشتراک دانش، گوش دادن، یادگیری و خلاقیت باشد میتواند مانع اصلی توسعه و بکارگیری یک پروژه موفقیت آمیز مدیریت دانش باشد. داونپورت و دیگران اظهار می دارند”اگر زمین فرهنگی پروژه مدیریت دانش حاصلخیز نباشد، نه مقدار تکنولوژی و نه محتوای دانش و نه داشتن یک مدیریت پروژه خوب هیچکدام موفقیتی در بر نخواهند داشت” جری جانکینز، آخرین مدیر ابزارهای تکزاس گفت ” انتقال بهترین تجربیات مثل پیوند بگونیا نیست. بلکه بیشتر شبیه به یک پیوند عضو می باشد که سیستم ایمنی از پذیرش آن امتناع می ورزد و میگوید این مال من نیست. در سازمانها، سیستم ایمنی، فرهنگ آن می باشد و اگر فرهنگ، گیرنده نباشد، تجربیات مفید در عین اینکه خوبند پذیرفته نمیشوند.”
بدون همراهی صمیمانه مدیریت رده بالا، کوشش برای بکارگیری مدیریت دانش متوقف شده و در نهایت بی حاصل خواهد بود. طرفداری مدیریت  در زمینه های مالی، پرسنلی و منابع فنی و همچنین  فرصتهای آموزشی کافی و نظامهای تشویقی بایستی بلافاصله  آماده ارائه باشد. گومن اظهار میدارد که بکارگیری مدیریت دانش اغلب با شکست مواجه میشود به دلیل اینکه ” تقریبا تمام رهبران تیم از اشاعه اطلاعات خودداری نموده و فقط آنها را به عنوان پایه نیازهای اطلاعاتی، یعنی در هنگام درخواست تشریک مساعی مجریان اموربه اشتراک می گذارند. در این هنگام تنها چیزی که آنان واقعاً میخواهند زدن مهر تصدیق برای تصمیماتی می باشد که قبلاً اخذ شده و سایرین  بدلیل موانع متعدد سازمانی و پرسنلی در دانسته هایشان سهیم نمیشوند.”
موفقیت پروژه های مدیریت دانش بستگی  به همکاری و اشتراک دانش بین همه افراد دارد  و همه افراد بایستی فعالانه در گردآوری  و ایجاد مضمون  پروژه ها شرکت داده شوند. اگر کارمندان بخاطر اشتراک دانششان بجای تشویق تنبیه شوند  با پروژه مدیریت دانش همکاری نخواهند نمود. گومن، ادل و گری سان اظهار میدارند که افراد غالباً به علت های زیر از اشتراک دانش امتناع می ورزند:


–  مشغله فراوان.
–  نمیخواهند با اشتراک دانش مسئولیتهای اضافی برای خود درست کنند و در پروژه هایی که در راستای توانایی ها و علایق آنان نیست درگیر شوند.
–  احساس میکنند که اشتراک دانش مانع موفقیت شخصی آنهاست.
–  در بحث های گروهی احساس رعب دارند که از قافله جدا بمانند و فکر میکنند که چیزی برای همکاری ندارند
–  به دانش دیگران و اینکه آنان نیز در دانش افراد سهیم خواهند گردید اعتمادی ندارند.
–  اگر  نظراتشان به سخره، یا نادیده  گرفته گردد و یا از نظراتشان انتفاد  گردد احساس میکنند همکاری شان تنبیه و یا تهدیدی برای آنهاست.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

–  با مدیران و تصمیم گیرندگانی کار می کنند که اطلاعات را از آنان مخفی میکنند.

 

هر کدام از چهار جزء مدیریت دانش- مدیریت، دانش، تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ سازمانی- نقشی حیاتی در بکارگیری مدیریت دانش دارد و می تواند  تأثیر  فوق العاده ای در موفقیت آن داشته باشد. دانش عبارت از معلومات عیان و نهانی می باشد که افراد از طریق تجربه کسب میکنند. یک مدیریت دانش موفق کوشش دارد که دانش عیان و نهان را با ثبت یا کدگذاری یا انتقال آن به دانش کاران و گروههای هم اقدام مدیریت کند. تکنولوژی اطلاعات، ابزاری در خدمت تسخیر، سازماندهی، اشتراک و بکارگیری دانش می باشد.  یک فرهنگ باز سازمانی که اشتراک و انتقال نظرات و تجربیات مفید را تشویق می ‌کند عامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش می باشد.(گاندی،2004)

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد