داونپورت[1]، ده اصل را به عنوان اصول مدیریت دانش ارائه داده می باشد:

1-مدیریت دانش، مستلزم سرمایه گذاری می باشد. دانش یک دارایی می باشد اما اثربخشی آن مستلزم سرمایه گذاری در دارایی های دیگر نیز هست. همچنین بخش زیادی از فعالیت های مدیریت دانش نیازمند سرمایه گذاری هستند. به عنوان مثال، آموزش کارکنان فعالیتی می باشد که به سرمایه گذاری نیازمند می باشد.

2-مدیریت اثربخش دانش، نیازمند پیوند بشر و تکنولوژی می باشد. بشر و رایانه هر کدام توانایی خاص خود را دارند. به عنوان مثال، رایانه ها می توانند اطلاعات را سریع پردازش کنند اما قدرت آنها محدود به داده ها و اطلاعات می باشد اما دانش در ذهن بشر می باشد و فقط در آنجا پردازش می گردد. از آنجا که دانش مبتنی بر داده و اطلاعات می باشد این دو در ارتباط با هم می توانند موثر باشند. لذا سازمانها برای مدیریت اثربخش دانش نیازمند راه حل هایی هستند که بشر و دانش را با هم پیوند بزند.

3-مدیریت دانش، سیاسی می باشد. بر کسی پوشیده نیست که دانش قدرت می باشد و لذا نباید جای تعجب باشد که هر کس که دانش را مدیریت کرده یک کار سیاسی انجام داده می باشد. اگر دانش در ارتباط با قدرت، پول و موفقیت می باشد پس پس در ارتباط با گروههای فشار، توطئه ، دسیسه و تعاملات سیاسی نیز می باشد.

داونپورت معتقد می باشد که اگر در طریقه و حول و حوش مدیریت دانش شاهد ظهور پدیده های سیاسی نباشیم می توان به این نتیجه رسید که چیزی با ارزش رخ نداده می باشد. بعضی از مدیران فعالیت های سیاسی را نکوهش می کنند. اما مدیران دانشی بایستی تیز بین و سیاست مدار باشند. آنها بایستی فرصت هایی برای یادگیری در سازمان خلق کنند.

4-مدیریت دانش به مدیران دانش نیازمند می باشد. مقصود داونپورت از مدیران دانش مدیرانی هستند که می توانند دانش های نهفته را دریافته و برای آن ارزش و اعتبار قائل شوند و این موضوع در بخش دولت مهم تر می باشد. مدیران دانش بایستی اداره کنندگان خوبی برای دانش باشند .

5-مزایای مدیریت دانش سرچشمه گرفته از ترسیم دانش می باشد. ترسیم دانش به ترسیم نقشه های ذهنی افراد منجر می گردد. هر کدام از ما بر اساس نقشه های ذهنی خود اقدام می کنیم. نقشه ها و مدلهای ذهنی افراد در واقع به منزله فیلترهای مفهومی هستند که می گویند چه اطلاعاتی را چگونه ببینیم.

6-تسهیم و به کارگیری دانش، ذاتی نیست. اگر دانش، منبع با ارزشی می باشد و قدرت را به همراه خود می آورد چرا بایستی آنرا تسهیم نمود؟ مدیران دانشی که فرض می کنند انسانها بطور طبیعی به این گرایش دارند که دانش خود را اندوخته و ذخیره کنند موفق تر از آنهایی هستند که چنین تصوری را ندارند. ما ممکن می باشد وارد شدن دیگران به دانش خود را به عنوان یک تهدید به

24Davenport

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد