2-3-1-داده، اطلاعات، دانش

به هنگام *غور* در مدیریت دانش، تعریف دانش از ضروریات به شمار می رود. بدون چنین تعریفی، مدیران دقیقا متوجه نمی شوند که به دنبال مدیریت چه چیزی هستند و آیا چنین دانشی برای اعمال مدیریت دارند یا خیر.

اطلاعات با داده ها چه تفاوتی دارند؟ آیا یکی از آنها و یا هر دو دانش را می سازند؟

داده[1]: در واقع می توان گفت که داده ها، رشته واقعیتهای عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند. به عنوان مثال، زمانی که فردی به یک سازمان مراجعه و در ازای پرداخت مبالغی پول، خدمات یا کالاهایی را دریافت می کند، معامله ای اتفاق افتاده که می توان آن را به عنوان “داده” توصیف نمود. چنین واقعیتهایی هیچگاه روشن نمی کنند که آیا این سازمان به خوبی اداره می گردد یا خیر، زیرا این داده ها به تنهایی معنی دار و هدفدار نیستند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

همه سازمانها به انواع داده ها احتیاج دارند. نگهداری سوابق و بایگانی، نقطه کانونی فرهنگ داده به شمار می رود و مدیریت موثر داده ها در موفقیت آنها تأثیر بسزایی دارد. بعضی از سازمانها به اشتباه فکر می کنند داده های بیشتر نسبت به داده های کمتر از حالت مطلوبتری برخوردارند و با بهره گیری از آنها می توانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست می باشد: اول اینکه داده های زیاد، کار تشخیص داده های لازم و درک آنها را دشوار می کند. دلیل اساسی تر اینکه داده ها فاقد معنی قابل بهره گیری اند. یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب، تهی هستند.داده ها را می توان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیم گیری به شمار آورد، زیرا که نمی توانند اقدام لازم را تجویز کنند. داده ها نشانگر ربط، بی ربطی و اهمیت خود نیستند، اما به هر حال برای سازمانها و مخصوصا سازمانهای بزرگ اهمیت زیادی دارند.(ابطحی ، صلواتی 1385)

اطلاعات[2]:اطلاعات، داده های کمی اختصار شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده اند تا بتوانند معنی دار شوند. این داده ها هم دانش را نشان نمی دهند. آنها نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات[3] هستند، اطلاعاتی که مدیر می تواند به کارگیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی انجام دهد.اطلاعات غالبا تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه می کند که بزرگتر از آن چیزی می باشد که  از داده های خام مکشوف می گردد. اما نظریه پردازان و دست اندرکاران دانش همگی بر این باورند که  این اطلاعات می باشد و نه دانش.

اگر چه خط و مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی هست که این دو را از هم جدا می کند. که این ویژگیها عبارتند از:

1-سطح ظرافت: اطلاعات غالبا به موقعیتها، شرایط، فرایندها و یا هدفهای خاص تصریح دارد. در این صورت در برگیرنده سطحی از ظرافت و دقت می باشد که آن را برای کار مورد نظر مناسب می کند. ورای موفقیت یا کار خاص، اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود کم ارزش خواهد بود. برای مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چیزهای زیادی در خصوص محصول ب عیان نمی کند. اما دانش، کاملا انتزاعی می باشد و به گونه ای طراحی شده که بتواندظرافت خاص را از بین برده و کاربرد وسیع تری داشته باشد.

2-زمینه:اطلاعات در برگیرنده داده ها در زمینه[4] می باشد. زمینه ممکن می باشد محصول، مشتری یا فرایند کسب و کار باشد و شکل اولیه داده ها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیم گیری و برنامه ریزی مفید می کند. مدیر نتایج معناداری را  درخصوص معاملات با مطالعه و بازبینی داده ها استخراج می کند. برای اینکه داده  مفید واقع گردد بایستی در درجه اول در زمینه قرار گیرد.

15Data

[2] Information

[3] Information Management

[4] Information=Data in text

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد