این استراتژی برای تغییر، یک تفاوت عمده با استراتژی­های پیشین دارد و آن اینکه بعد انسانیش بسیار قوی و از اهمیت خاص برخوردار می باشد. در این استراتژی اصل بر این می باشد که بشر ذاتاً فعال و در جست­و­جوی محرک برای ارضای نیازهای خود می باشد. لکن از طرف دیگر این نحوه­ی در نظر داشتن بشر، جنبه هوش او را انکار نمی­کند. در این استراتژی الگوهای اقدام و منش­ها از طریق هنجارهای فرهنگی/ اجتماعی و تعهد افراد در قبال این هنجارها تقویت می­گردد. براساس این روش، تغییر به عنوان یک الگو یا روش اقدام، زمانی اتفاق می­افتد که افراد گرایش خود را نسبت به الگوهای قدیمی از دست داده و نسبت به طرز تلقی ارزش­ها، مهارت­ها و روابط عمده می باشد و نه صرفاً مانند الگوی استراتژی عقلایی تجربی تغییر در دانش، اطلاعات یا منطق روشن­فکرانه­ای برای اقدام و یا اتخاذ روشی تازه (همان،86).

 

2-1-9 حالات مختلف سیستم­ها و روش­های سازمانی

از دیدگاه سیستمی، سازمان از دو بخش فرآیندی و ساختاری تشکیل می­گردد و انفکاک این دو از هم تنها برای سهولت مطالعه و اعمال اصلاحات می باشد، چه در اقدام این دو آنچنان به یکدیگر تنیده­اند که جدایی­شان نه ممکن می باشد و نه حتی مفروض.

به اظهار ساده­تر، ساختار سازمانی بدون بشر­ها قادر به چه کاری می باشد؟ و عملکرد بشر­های سازمان نیافته در یک سازمان چگونه قابل تصور می باشد؟ پس به هیچ ­وجه نمی­توان ادعا داشت که تنها با اصلاح ساختاری سازمان می­توان کل سازمان را اصلاح نمود؛ همان­گونه که نمی­توان گفت با اصلاح فرآیند انسانی سازمان می گردد سازمان را کاملاً بهبود بخشید، بلکه با اصلاح و بهبود توأمان این دو (ساختار و فرآیند) می­توان سازمان را به مثابه کل یک سیستم بهبود بخشید و بازسازی نمود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

بنابراین نیاز می باشد دانش­پژوهانی که به کار اصلاح ساختاری سازمان می­پردازند همیشه متوجه افراد سازمان و روابط آنها، انگیزش­ها، تعامل­های گروهی و دیگر مسایلی که در جمع مطرح می باشد باشند و از آن غافل نگردند. زیرا سپردن ساختارهای بهبود یافته و اصلاح شده بدست فرآیندهای انسانی بهبود نیافته کوششی عبث، در طریق بهبود سازمانی می باشد.

حال با این فرض که مشکل ایجاد شده در سازمان ناشی از ساختار سازمان می باشد، به تدارک مراحل تجزیه و تحلیل و بهبود سیستم­ها و روش­ها می­پردازیم. به بیانی دیگر زمانی که به اصلاح ساختار سازمانی دست می­یازیم که مطمئن باشیم مشکل حادث در سازمان ارتباط مستقیم به یکی از ساختارهای سازمانی هم­زیرا روش­های انجام کار، نحوه­ی تقسیم کار، چگونگی استقرار کارکنان، ماشین­آلات، ابزار و ادوات و لوازم اثاثه­ی کار، نحوه­ی گردش فرم­ها و غیر… هم دارد.(دانشگرزاده،1388،44)

 

2-1-10  طرح­های تجزیه و تحلیل و بهبود سیستم­ها و روش­ها

برای آگاه ساختن مدیران سازمان از معضلات موجود و هم­چنین ارائه­ی راه­حل­های عملی برای رفع معضلات، لازم می باشد کارشناس تجزیه و تحلیل سیستم­ها و روش­ها نسبت به ارائه­ی دو گزارش به تبیین زیر اقدام کند:

2-1-10-1 گزارش مقدماتی

گزارشی می باشد که از طرف کارشناس بهبود سیستم­ها و روش­ها به عنوان مدیریت سازمان تهیه می­گردد تا طی آن مدیریت را از معضلات موجود در سازمان آگاه سازد و بدین وسیله مجوز پژوهش در اطراف مشکل مطرح شده را به دست آورد.

مسئول بهبود سیستم­ها و روش­ها در این گزارش مشکل یا مشکلاتی را که به طریقی از وجود آن در سازمان­ مطلع شده می باشد، به نحو روشن اظهار می­کند و برنامه­ی خود را برای پژوهش در خصوص مشکل اظهار شده ارائه می­دارد. در این گزارش وی کوشش در اقناع مدیریت به کسب مجوز اجرای پژوهش

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد