6-تسهیم و به کارگیری دانش، ذاتی نیست. اگر دانش، منبع با ارزشی می باشد و قدرت را به همراه خود می آورد چرا بایستی آنرا تسهیم نمود؟ مدیران دانشی که فرض می کنند انسانها بطور طبیعی به این گرایش دارند که دانش خود را اندوخته و ذخیره کنند موفق تر از آنهایی هستند که چنین تصوری را ندارند. ما ممکن می باشد وارد شدن دیگران به دانش خود را به عنوان یک تهدید به حساب آوریم، مگر آنکه در این زمینه اعتماد لازم ایجاد شده و شدیدا برانگیخته شده باشیم.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

7-مدیریت دانش به معنی بهبود فرآیندهای کار دانش می باشد. بهبود کار دانشی مستلزم این می باشد که دخالت های از بالا به پایین کمتر گردد. کارکنان بایستی آزادی اقدام و استقلال لازم را در کار خود داشته باشند، تا بتوانند دانش های خود را در راستای حل مسائل و تصمیم گیریها به کار بگیرند.

8- دستیابی به دانش، تنها شروع کار می باشد. دستیابی به دانش مهم می باشد اما موفقیت مدیریت دانش با آن تضمین نمی گردد. دانش را بایستی به کار گرفت و در فرایندهای سازمانی وارد نمود. بگونه ای که منجر به بهبود عملکرد سازمانی گردد. برای موفقیت این امر نیز بایستی انگیزه های لازم را در افراد ایجاد نمود.

9-مدیریت دانش هیچگاه به پایان نمی رسد. ممکن می باشد مدیران دانش تصور کنند که اگر آنها توانسته اند دانش سازمانی را تحت کنترل خود بگیرند کار به پایان رسیده می باشد. هیچ وقت نمی توان تعیین نمود که چه زمانی برای پایان دادن به مدیریت دانش کافی می باشد همانطوری که در مورد مدیریت منابع انسانی نیز نمی توان چنین کاری نمود زیرا نیازهای دانشی ما همواره تغییر می کنند.

10-مدیریت دانش، نیازمند یک قرارداد دانشی می باشد. اگر دانش منبع مهمی می باشد، می طلبد که توجه قانونی خاص به آن بشود. آیا تمام دانشی که در ذهن کارکنان نهفته می باشد متعلق به آنها می باشد. آیا آنها مالک تمام دانش خود هستند، درصد کمتری از سازمانها به این پرسش ها پاسخ داده اند، در قراردادهای دانش بایستی این موارد روشن گردد.

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد

دسته بندی : پایان نامه