تقسیم نادرست و ناعادلانه کار میان کارکنان یکی از معضلات عمده­ی سازمان­ها می باشد. با بهره گیری از جدول تقسیم کار این مشکل به گونه­ای کاملاً مشخص عیان می­گردد و در نتیجه می­توان آن را با تهیه­ی جدول تقسیم کار پیشنهادی از میان برداشت. در جدول تقسیم کار شغل هر یک از کارکنان، تعداد ساعاتی که در برهه­ی زمانی معین (که اغلب هفته می باشد) کار می­کنند، هم­چنین تأثیر آنها در مجموعه فعالیت­های سازمان نشان داده می­گردد.

2-1-12-3-آرایش جا و مکان

در بسیاری از موارد در مراجعه به سازمان­ها می­بینیم که مسیر کارها غیرمنطقی می باشد: جزیی از کار در یک اتاق، جزیی دیگر در اتاقی دورتر و باز پس از اتمام این جزء بازگشت به اتاق اول و سرگردان شدن در طبقات مختلف سازمان. مشکل دیگر: در یک محیط صنعتی (کارخانه) خط تولید را ناموجه می­بینیم؛ کارها گردشی درست ندارند، ماشین­ها به شکلی صحیح مستقر نیستند و کارها درهم می باشد. در جایی دیگر کارکنان را در محیط­های کاری نامناسب نظاره می­کنیم که از نظر نور، هوا، صدا، فشردگی و درهم بودن میزها، وسایل، کمدها و پرونده­ها نامناسب می باشد. این مناظر و نظایر آنها، همگی ناشی از بهره گیری­ی نادرست از محیط و فضای کار می باشد. (منصورکیا،1385،154)

امروزه در آرایش جا و مکان؛ اصول و ضوابطی حاکم می باشد که به هنگام طراحی ساختمان­ها، مهندسان معمار (بسته به کاربری ساختمان)، نقشه­های ساختمانی را ترسیم می­کنند. اما در اینجا مقصود ما بحث از این مقوله نیست، بلکه در نظر داشتن آرایش جا و مکان به عنوان یک مشکل سازمانی در سازمانی می باشد که در حال فعالیت می باشد و از جا و مکان به شکلی درست بهره گیری نشده می باشد. اغلب شاهد هستیم که بسیاری از فضاهای کاری برای کاربری مناسب ساخته نشده می باشد؛ یک انبار تبدیل به یک کارگاه شده می باشد، از یک واحد مسکونی برای یک اداره بهره گیری می­گردد و غیر از اینها… حال می­خواهیم این فضا را تا حد ممکن به فضاهایی با کاربری هر چه بهتر تبدیل کنیم تا بهره گیری بهینه را برده باشیم.

طرح جا و مکان عبارت می باشد از: نمایش نحوه­ی استقرار کلیات و اجزاء سازمان؛ اعم از نیروی انسانی، ماشین­ها، وسایل، لوازم، ابزار و هم­چنین گردش کارها و امور جاری سازمان برای مطالعه، تجزیه وتحلیل و بهبود آنها. (همان،166)

2-1-12-4- کارسنجی

به جرأت می­توان گفت کلیه­ی فنون، سیستم­ها و روش­های مورد اقدام، ابراز، لوازم و وسایل موجود، در سازمان در مجموع ارزشی کمتر یا حداکثر معادل نیروی انسانی شاغل دارند. امروزه با تمام توسعه­ای که ماشین و بهره گیری از آن یافته می باشد حتی نمی­توان در خودکارترین صنایع، تأثیر بشر را کوچک انگاشت، به ویژه در سازمان­های غیرتولیدی (خدماتی) که هنوز بیشتر کارها با دست صورت می­گیرند نیز اهمیت نیروی انسانی را از هزینه­ای که سازمان­ها در فهرست هزینه­های خود پرداخت می­کنند می­تواند فهمید.

مجموع این مطالب ما را برآن می­دارد که از نیروی انسانی شاغل حداکثر بهره گیری مطلوب را بکنیم راه­حل مسائل پیش گفته برقراری نسبت صحیح و منطقی می باشد؛ بین نیروی انسانی مورد بهره گیری (شاغل) و نیروی انسانی که عاید سازمان می­گردد. از طرفی می­دانیم که فنون مورد بهره گیری در بهبود سیستم­ها و روش­ها برای رفع مشکلی که گریبانگیر سازمان می باشد به کار می­آید. پس بایستی موضوع کارسنجی را از این دیدگاه نیز مطالعه نمود. مشکلی که کارسنجی به آن می­پردازد، عبارت می باشد از مطالعه­ی ناهماهنگی بین نیروی انسانی شاغل و نیروی انسانی که عاید سازمان می­گردد(همان،167)

  • تعریف کارسنجی

برای به دست آوردن تعریف موردنظر بایستی هدف­ها و نتیجه­هایی را که از کارسنجی عاید سازمان می­گردد شناخت. عده هدف­هایی که از کارسنجی در سازمان دنبال می­گردد به تبیین زیر می باشد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد