• تعریف کارسنجی
  • برای به دست آوردن تعریف موردنظر بایستی هدف­ها و نتیجه­هایی را که از کارسنجی عاید سازمان می­گردد شناخت. عده هدف­هایی که از کارسنجی در سازمان دنبال می­گردد به تبیین زیر می باشد:

    زمان برای کار: می­دانیم که مجموعه­ی فعالیت­های یک فرد یا عده افرادی که برای تولید کالا یا انجام خدمتی کار می­کنند زمانی مشخص را به خود اختصاص  می­دهد. مثلاً برای تولید یک جفت کفش در یک خط تولید کارخانه­ای یا دستی و یا حتی انفرادی مجموعه­ای از فعالیت­ها گرد هم می­آیند تا کفش موردنظر در زمانی معین تولید گردد. صدور پاسخ استعلام از یک سازمان،‌ نمونه­ای از ارائه­ی خدمت می باشد که برای تحقق آن هم عده­ای در یک خط کاری فعالیت می­کنند تا کار موردنظر انجام گردد. در همه­ی این صورت­ها این دو مورد صادق می باشد(دانشگرزاده، 1388،195).

    الف- کارکردن یا تولید کالا از آغاز تا انجام مرکب از چندین جزء کار درخور شناخت و تفکیک می باشد.

    ب- برای بجای آوردن کل کار زمانی اختصاص می­یابد که آن وقت نیز حاصل جمع زمان­های انجام گرفتن اجزاء کار می باشد.

    با دقت در موارد پیش گفته شده می­توانیم هدف یا نتیجه کارسنجی را به دست آوردن زمان مصروفه برای تولید یک واحد کالا یا ارائه­ی یک واحد خدمت بدانیم و به همین اعتبار تعریف کارسنجی عبارت خواهد بود از:

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

    «مجموعه­ی اقدامات منجر به محاسبه­ی زمان انجام اجزاء کار و نهایتاً مجموع کار»

    زمان استاندارد: زمانی که در تعریف پیشین مدنظر بود زمان انجام گرفتن کار ناشی از برداشت بود،‌ یعنی زمان خالص بجای آوردن کار.

    می­دانیم که نیروی انسانی برای بجای آوردن کارها به صورت مستمر و بدون ایست کار نمی­کند. بلکه نظر به ماهیت جسمی و توان خود هر چند گاه نیاز به رفع حوایج شخصی، رفع خستگی و تمدید قوا و بعضی مواقع رسیدگی به کارهای شخصی خود دارد که این زمان نیز بایستی برای رسیدن به زمان واقعی بجای آوردن کار، به زمان خالص انجام گرفتن کار افزوده گردد (اضافاتی این چنین را که به زمان خالص انجام کار افزوده می­گردد، اضافات مجاز می­نامند.) حاصل این افزایش رسیدن به زمانی می باشد موسوم به «زمان استاندارد» بر همین قیاس می باشد که کارسنجی را چنین تعریف می­کنند:

    «کارسنجی عبارت می باشد از مجموعه­ی اقداماتی برای محاسبه­ی زمان استاندارد انجام گرفتن کار»

    نیروی انسانی مورد نیاز: با به دست آوردن زمان استاندارد برای بجای آوردن هر کار یا جزء از کار و در دست داشتن زمان رسمی بجای آوردن کار هر نفر، می­توان برآورد نمود که مثلاً برای تولید روزانه هزار جفت کفش در خط تولید به چند نفر نیروی انسانی در سطوح تخصصی، صفی، ستادی و غیرتخصصی نیاز می­باشد. حاصل بهره گیری­ای این چنین از کارسنجی تعریفی به این تبیین را ارائه می­دهد:

    «کارسنجی عبارت می باشد از محاسبه­ی نیروی انسانی مورد نیاز برای بجای آوردن کارهای مشخص در یک سازمان»(همان، 196)

    سازماندهی: یکی از فنون بهبود روش­ها که به کار سازماندهی می­آید جدول تقسیم کار می باشد. اما بایستی دانست که جدول تقسیم کار زیرا به محاسبه­ی بازدهی افراد نمی­پردازد و تنها کوشش در تعدیل تقسیم زمان تحت اختیار بین نیروی شاغل و تقسیم کار بر اساس تخصص افراد دارد، نمی­تواند وسیله­ی مفیدی برای سازماندهی به معنای کامل آن باشد. اما کارسنجی در محاسباتی که می­کند این امکان را فراهم سازد تا سازماندهی براساس کمیت واقعی بازده افراد صورت گیرد. از این­رو در بعضی از تعاریف کارسنجی را:

    «فن تعیین نیروی انسانی موردنیاز برای بجای آوردن کارها براساس تخصص دانسته­اند که در واقع همان مفهوم سازماندهی را از نظر کمی و کیفی ارائه کرده­اند.»

    نیروی انسانی مشغول به کار: کارسنجی در یک سازمان دایر مشغول به کار شکلی دیگر دارد و هدفی دیگر را دنبال می­کند(همان،197).

     متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

    لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد