بی گمان یکی از گامهای مهم قبل از پیاده سازی مدیریت دانش سنجش اندازه آمادگی زیر ساختهای لازم و ضروری در سازمان، جهت پیاده سازی مدیریت دانش می باشد. اجرای مدیریت دانش بدون در نظر داشتن مسایل زیر ساختی و عوامل موثر سازمانی که بر آن تاثیر مستقیم دارند تنها جمع آوری توده ای اطلاعات و تحمیل هزینه ای بر سازمان بدون این که بازده ای داشته باشد می باشد. پس سنجش اندازه امادگی این عوامل موثر و رفع موانع و ضعفها، کاهش هزینه و ریسک را برای سازمان به دنبال دارد و به نوعی دستیابی سازمان به اهدافش از پیاده سازی مدیریت دانش را تضمین می نماید.

آمادگی برای مدیریت دانش را به عنوان پیش نیاز ضروری برای یک شخص یا سازمان برای اینکه در مواجه با تغییر سازمانی موفق باشد تعریف کرده اند(هالت،2000) که پس می توانیم آمادگی برای مدیریت دانش را مجموعه ای از پیش نیازهای ضروری برای اجرای موفق مدیرت دانش تعریف کنیم.

به بیانی دیگر می توان گفت آمادگی برای مدیریت دانش عبارت می باشد از مجموعه ای از قابلیتهای یک شرکت یا سازمان در دسترسی به زیرساختهای لازم برای مدیریت دانش و ظرفیتهای به کارگیری آنها.( موسی خانی، اجلی قشلاجوقی، صفوی)

 

2-13-قابلیت و آمادگی سازمان جهت پذیرش مدیریت دانش

آمادگی برای مدیریت دانش، مجموعه ای از پیش نیازهای ضروری برای اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش می باشد. سیمینوچ و سینکلر در سال 2004 در تحقیقات خود در خصوص پروژه  Clever به این مطلب پی بردند که آمادگی سازمان از جنبه هایی می باشد که مدیران در زمان مبادرت به فعالیت های مدیریت دانش بایستی توجه کافی به آن مبذول دارند. پروژهClever  پروژه ای دوساله بود که توسط کمیته تحقیقات علوم مهندسی و فیزیکی دولت انگلستان انجام شده می باشد که مربوط به توسعه چهارچوب جامع برای مدیریت دانش می باشد، با در نظر داشتن اهمیت توانایی ارزیابی استعدادسازمانی برای مدیریت دانش قبل از اظهار چگونگی مناسب ترین راه حل برای پیاده سازی آن، نخستین گام ارائه چارچوب آمادگی سازمان توسط سیمینوچ و سینکلر بود: سیمینوچ و سینکلر در سال 2004 به این مطلب نیز تاکید داشتند که سازمان ها با هر اندازه قابلیت و توانمندی بایستی برای مقدمات اولیه مدیریت دانش آمادگی لازم را داشته باشند و به نحو احسن از این قابلیت خود در مسیر سیستم دانشی بهره گیری کنند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

نظریه آنان بیشتر از سوی “تیلور” و “رایت” در سال 2004 مورد طرفداری قرار گرفت، این دو دانشمند و محقق تحقیقات خود را در بخش عمومی به انجام رساندند تا عوامل موثر در آمادگی یک سازمان در جهت توزیع صحیح منابع دانشی را به همگان نشان دهند.

 

2-13-1-مروری بر مدلهای اصلی آمادگی سازمانی جهت پذیرش مدیریت دانش

برای پذیرش فرایندهای مدیریت دانش در یک سازمان، تغییرات فیزیکی و منطقی و ساختاری خاص در هدایت عملیات مورد نیاز می باشد. این پیش شرطها برای استقرار مدیریت دانش به عنوان زیر ساخت ها و نیز توانمندسازهای مدیریت دانش معرفی شده اند . با مقایسه توانمند سازهای مدیریت دانش و چارچوب ها و دستورالعمل های موجود در ادبیات گذشته عوامل “فرهنگ سازمانی“، “استراتژی و رهبری”، “زیرساخت فن آوری اطلاعات” و “افراد” به عنوان کامل ترین توانمندسازهای مدیریت دانش معرفی می شوند.

 

2-13-1-1-مدل استعداد تقبل فرایندهای مدیریت دانش

آمادگی سازمانی، توانایی و آگاهی یک سازمان برای تغییر و جابجایی از وضعیت کنونی به وضعیت جدید می باشد. کارشناسان تخمین می زنند که 50 درصد از تمام کوشش ها برای تغییر با شکست مواجه می گردد، زیرا که رهبران به اندازه کافی آمادگی سازمان را برای تغییر

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد